das Machtgefälle
عدم توازن قدرت
Bedeutungen
1
وضعیت یا رابطهای که در آن یک فرد یا گروه قدرت بسیار بیشتری نسبت به دیگری دارد.
- Das Machtgefälle zwischen Chef und Angestellten ist offensichtlich.عدم توازن قدرت بین رئیس و کارمندان آشکار است.
- In dieser Verhandlung gab es ein klares Machtgefälle.در این مذاکره، عدم توازن قدرت مشخصی وجود داشت.
- Man muss das Machtgefälle in sozialen Strukturen berücksichtigen.باید عدم توازن قدرت در ساختارهای اجتماعی را در نظر گرفت.