der Machtpol
قطب قدرت؛ مرکز قدرت؛ جایی که قدرت متمرکز است و از آنجا اعمال میشود
Beispiele
- Weil der Palast und seine Spitzen dem König aber durch Intrigen gefährlich werden konnten, ersann er einen zweiten ''Machtpol'' in der Stadt selbst.از آنجایی که کاخ و سران آن میتوانستند از طریق دسیسه برای پادشاه خطرناک باشند، او قطب قدرت دومی را در خود شهر طراحی کرد.