der Machtpolitiker

Aussprache: /ˈmaxtpoliːtɪkɐ/
Worttrennung: Macht·po·li·ti·ker
اسم

سیاستمدار قدرت‌طلب، سیاستمدار اهل قدرت‌گرایی

Bedeutungen

1

سیاستمداری که اولویت اصلی او کسب و حفظ قدرت است و اغلب از ابزارهای مختلف برای رسیدن به این هدف استفاده می‌کند.

  • Der Machtpolitiker versuchte, seine Gegner auszuschalten.سیاستمدار قدرت‌طلب تلاش کرد مخالفانش را حذف کند.
  • Manche werfen ihm vor, ein reiner Machtpolitiker zu sein.برخی او را متهم می‌کنند که صرفاً یک سیاستمدار قدرت‌طلب است.
  • Als Machtpolitiker hat er viele Feinde gemacht.او به عنوان یک سیاستمدار قدرت‌طلب، دشمنان زیادی برای خود تراشیده است.