der Machtumschwung
تغییر قدرت، دگرگونی قدرت
Bedeutungen
1
تغییر ناگهانی و قابل توجه در توزیع قدرت، به ویژه در سیاست یا سازمانها.
- Der unerwartete Wahlausgang führte zu einem Machtumschwung in der Regierung.نتیجه غیرمنتظره انتخابات منجر به یک دگرگونی قدرت در دولت شد.
- Nach dem Tod des alten Anführers kam es zu einem internen Machtumschwung.پس از مرگ رهبر قدیمی، یک تغییر قدرت داخلی رخ داد.
- Der Machtumschwung in dem Land war friedlich, aber schnell.تغییر قدرت در آن کشور مسالمتآمیز اما سریع بود.