makeln

Aussprache: /ˈmaːkl̩n/
Wortzerlegung: ma·keln
فعل

دلالی کردن، واسطه‌گری کردن

Beispiele

  • Sie ''makelt'' erfolgreich mit Objekten in Südengland.او با املاک در جنوب انگلستان با موفقیت دلالی می‌کند.
  • Sie ''makelt'' mit Versicherungen – die Firma geht ein.او با بیمه‌ها دلالی می‌کند - شرکت ورشکست می‌شود.

Bedeutungen

1 intransitiv

به عنوان دلال یا واسطه بین خریدار و فروشنده عمل کردن، معمولاً در زمینه املاک یا سهام

  • Er makelt seit Jahren mit Immobilien.او سال‌هاست که در زمینه املاک دلالی می‌کند.
  • Sie versucht, zwischen den Parteien zu makeln, um einen Kompromiss zu finden.او سعی می‌کند بین طرفین واسطه‌گری کند تا به یک مصالحه برسد.