der Malariaschub
حمله مالاریا، شعلهور شدن مالاریا
Bedeutungen
1
دورهای از تشدید علائم بیماری مالاریا، مانند تب، لرز و سردرد.
- Nach der Rückkehr aus den Tropen erlitt er einen schweren Malariaschub.پس از بازگشت از مناطق استوایی، او دچار یک حمله شدید مالاریا شد.
- Der Arzt verschrieb Medikamente, um den nächsten Malariaschub zu verhindern.پزشک داروهایی را برای جلوگیری از حمله بعدی مالاریا تجویز کرد.
- Ein plötzlicher Malariaschub kann sehr beunruhigend sein.یک حمله ناگهانی مالاریا میتواند بسیار نگرانکننده باشد.