das Malermodell
مدل نقاشی (شخصی که به عنوان مدل برای نقاش کار میکند)
Beispiele
- Offenbar hatte sie sich mit wenig Erfolg als Künstlerin und ''Malermodell'' versucht, ehe sie sich dem rentableren Spiel mit der Magie zugewandt hatte.ظاهراً او با موفقیت کمی به عنوان هنرمند و مدل نقاشی تلاش کرده بود، پیش از آنکه به بازی سودآورتر با جادو روی آورد.