das Malerutensil

Aussprache: /maːlɐʔuˈtɛnzil/
Worttrennung: Ma·le·ru·ten·sil
اسم

ابزار نقاشی

Bedeutungen

1

هر یک از ابزارها و وسایلی که برای نقاشی کردن استفاده می‌شود، مانند قلم‌مو، پالت، رنگ و بوم.

  • Der Künstler packte seine Malutensilien sorgfältig in die Tasche.هنرمند ابزارهای نقاشی خود را با دقت در کیفش گذاشت.
  • Für Anfänger sind einfache Malutensilien ausreichend.برای مبتدیان، ابزارهای نقاشی ساده کافی است.
  • Sie kaufte neue Malutensilien, um mit ihrem Hobby zu beginnen.او ابزارهای نقاشی جدیدی خرید تا با سرگرمی خود شروع کند.