das Malerutensil
ابزار نقاشی
Bedeutungen
1
هر یک از ابزارها و وسایلی که برای نقاشی کردن استفاده میشود، مانند قلممو، پالت، رنگ و بوم.
- Der Künstler packte seine Malutensilien sorgfältig in die Tasche.هنرمند ابزارهای نقاشی خود را با دقت در کیفش گذاشت.
- Für Anfänger sind einfache Malutensilien ausreichend.برای مبتدیان، ابزارهای نقاشی ساده کافی است.
- Sie kaufte neue Malutensilien, um mit ihrem Hobby zu beginnen.او ابزارهای نقاشی جدیدی خرید تا با سرگرمی خود شروع کند.