die Mannschaftskollegin
همتیمی زن، همتیمی ورزشی زن
Bedeutungen
1
یکی از اعضای زن یک تیم ورزشی یا گروهی که با هم در یک فعالیت مشترک شرکت میکنند.
- Sie ist eine talentierte Spielerin und eine tolle Mannschaftskollegin.او یک بازیکن با استعداد و یک همتیمی عالی است.
- Die Mannschaftskollegin half ihr beim Training.همتیمی زن به او در تمرین کمک کرد.
- Wir haben uns gut mit unserer neuen Mannschaftskollegin verstanden.ما با همتیمی زن جدیدمان به خوبی کنار آمدیم.