die Mannschaftskollegin

Aussprache: /ˈmanʃaftsˌkɔleːɡɪn/
Worttrennung: Mann·schafts·kol·le·gin
اسم

هم‌تیمی زن، هم‌تیمی ورزشی زن

Bedeutungen

1

یکی از اعضای زن یک تیم ورزشی یا گروهی که با هم در یک فعالیت مشترک شرکت می‌کنند.

  • Sie ist eine talentierte Spielerin und eine tolle Mannschaftskollegin.او یک بازیکن با استعداد و یک هم‌تیمی عالی است.
  • Die Mannschaftskollegin half ihr beim Training.هم‌تیمی زن به او در تمرین کمک کرد.
  • Wir haben uns gut mit unserer neuen Mannschaftskollegin verstanden.ما با هم‌تیمی زن جدیدمان به خوبی کنار آمدیم.