der Marionettenkönig

Aussprache: /maʁioˈnɛtənˌkøːnɪç/
Worttrennung: Ma·ri·o·net·ten·kö·nig
اسم

پادشاه دست‌نشانده، پادشاه دست‌نشانده

Bedeutungen

1

رهبر یا حاکمی که قدرت واقعی ندارد و توسط نیروی خارجی یا شخص دیگری کنترل می‌شود.

  • Der ausländische Machthaber setzte einen Marionettenkönig ein.نیروی خارجی حاکم، یک پادشاه دست‌نشانده را منصوب کرد.
  • Er war nur ein Marionettenkönig ohne wirkliche Macht.او فقط یک پادشاه دست‌نشانده بدون قدرت واقعی بود.
  • Die Bevölkerung protestierte gegen den Marionettenkönig.مردم علیه پادشاه دست‌نشانده تظاهرات کردند.