der Marionettenkönig
پادشاه دستنشانده، پادشاه دستنشانده
Bedeutungen
1
رهبر یا حاکمی که قدرت واقعی ندارد و توسط نیروی خارجی یا شخص دیگری کنترل میشود.
- Der ausländische Machthaber setzte einen Marionettenkönig ein.نیروی خارجی حاکم، یک پادشاه دستنشانده را منصوب کرد.
- Er war nur ein Marionettenkönig ohne wirkliche Macht.او فقط یک پادشاه دستنشانده بدون قدرت واقعی بود.
- Die Bevölkerung protestierte gegen den Marionettenkönig.مردم علیه پادشاه دستنشانده تظاهرات کردند.