das Marionettenspiel

Aussprache: /maʁi̯oˈnɛtn̩ˌʃpiːl/
Worttrennung: Ma·ri·o·net·ten·spiel
اسم

نمایش عروسکی (با عروسک‌های نخی)

Bedeutungen

1

نوعی نمایش که در آن عروسک‌هایی که معمولاً با نخ یا سیم کنترل می‌شوند، توسط اجراکنندگان حرکت داده شده و داستان یا نمایشنامه‌ای اجرا می‌کنند.

  • Das Kinderfest bot ein lustiges Marionettenspiel mit bunten Figuren.جشن کودکان یک نمایش عروسکی سرگرم‌کننده با شخصیت‌های رنگارنگ ارائه داد.
  • Im Theater wurde ein klassisches Marionettenspiel nach Motiven von Goethe aufgeführt.در تئاتر، یک نمایش عروسکی کلاسیک بر اساس داستان‌هایی از گوته به روی صحنه رفت.
  • Das Marionettenspiel erzählte die Geschichte von Hänsel und Gretel.نمایش عروسکی داستان هانسل و گرتل را روایت کرد.