der Marionettenstaat
دولت دستنشانده؛ دولت عروسکی
Bedeutungen
1
کشوری که رسماً مستقل است اما در عمل توسط یک قدرت خارجی یا یک گروه داخلی قدرتمند کنترل میشود و رهبران آن تنها عروسکهای خیمهشببازی هستند.
- Nach dem Krieg wurde das Land zu einem Marionettenstaat.پس از جنگ، کشور به یک دولت دستنشانده تبدیل شد.
- Die Besatzungsmacht installierte einen Marionettenstaat.نیروی اشغالگر یک دولت دستنشانده را مستقر کرد.
- Die Bevölkerung protestierte gegen den Marionettenstaat.مردم علیه دولت دستنشانده تظاهرات کردند.