der Marionettenstaat

Aussprache: /maˌrioˈnɛtn̩ˌʃtaːt/
Worttrennung: Ma·ri·o·net·ten·staat
اسم

دولت دست‌نشانده؛ دولت عروسکی

Bedeutungen

1

کشوری که رسماً مستقل است اما در عمل توسط یک قدرت خارجی یا یک گروه داخلی قدرتمند کنترل می‌شود و رهبران آن تنها عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی هستند.

  • Nach dem Krieg wurde das Land zu einem Marionettenstaat.پس از جنگ، کشور به یک دولت دست‌نشانده تبدیل شد.
  • Die Besatzungsmacht installierte einen Marionettenstaat.نیروی اشغالگر یک دولت دست‌نشانده را مستقر کرد.
  • Die Bevölkerung protestierte gegen den Marionettenstaat.مردم علیه دولت دست‌نشانده تظاهرات کردند.