„Soeben ging der ''Marktvogt'' herum, gefolgt von zwei Stadtknechten mit geschulterten Hellebarden, und ermahnte Bauern und Händler, die Geschäfte für heute zu beenden.“
درست در همین حال "مسئول بازار" در حال گشت زنی بود، که دو خادم شهر با تبرهای در دست او را همراهی میکردند، و دهقانان و بازرگانان را موعظه میکرد که معاملات را برای امروز به پایان برسانند.