der Marmorsockel
پایه مرمرین، پایه مرمری
Beispiele
- Durch den Sturz hat sich die kleine Bronzefigur von ihrem ''Marmorsockel'' gelöst.مجسمه برنزی کوچک بر اثر سقوط از پایه مرمرین خود جدا شد.
- Der Mann war ertappt worden, als er am Samstag um 17.15 Uhr eine Statue des Heiligen Judas Thaddäus von einem ''Marmorsockel'' im Steffl gestoßen hatte.مرد در ساعت ۱۷:۱۵ روز شنبه در حالی دستگیر شد که مجسمه سنت یهودا تادئوس را از یک پایه مرمرین در اشتفل به پایین هل داده بود.