das Marschland

Aussprache: /ˈmarʃˌlant/
Worttrennung: Marsch·land
اسم

زمین‌های باتلاقی ساحلی، مارش

Bedeutungen

1

منطقه‌ای پست و هموار در نزدیکی دریا یا رودخانه که عمدتاً از رسوبات آبرفتی تشکیل شده و در معرض جزر و مد یا سیلاب‌های دوره‌ای قرار دارد؛ اغلب با پوشش گیاهی خاص شوره‌زار یا باتلاقی.

  • Das Marschland an der Nordseeküste ist ein wichtiger Lebensraum für Vögel.زمین‌های باتلاقی ساحلی در سواحل دریای شمال، زیستگاه مهمی برای پرندگان هستند.
  • Viele Gebiete im Marschland werden landwirtschaftlich genutzt, nachdem sie trockengelegt wurden.بسیاری از مناطق در زمین‌های باتلاقی، پس از زهکشی برای کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گیرند.
  • Der Deich schützt das dahinterliegende Marschland vor Überflutungen.سیل‌بند، زمین‌های باتلاقی پشت خود را در برابر سیل محافظت می‌کند.