اسم
عذاب، شکنجه، رنج (جسمی یا روحی)
جملات نمونه برای Marter:
„Auch wenn mir dieser Ort das Herz zeriss, ist es ''Marter,'' zu gehen.“
«حتی اگر این مکان قلبم را پاره میکرد، رفتن عذابآور است.»
„Bilder von ''Martern'' und Qualen lösten einander ab.“
«تصاویر عذابها و رنجها یکی پس از دیگری جایگزین میشدند.»