اسم
شهادت، رنج و عذاب شدید، شکنجه
جملات نمونه برای Martyrium:
Ihre Ehe entpuppte sich bereits nach kurzer Zeit als wahres ''Martyrium.''
ازدواج آنها پس از مدت کوتاهی به یک رنج و عذاب واقعی تبدیل شد.
Der Rückweg aus der Wüste war ein einziges ''Martyrium.''
راه بازگشت از صحرا یک شکنجه تمامعیار بود.
„Erst nach einem Selbstmordversuch und durch die Initiative einer russischen Ärztin fand das ''Martyrium'' ein Ende.“
«تنها پس از یک اقدام به خودکشی و با ابتکار یک پزشک روسی، این رنج و عذاب به پایان رسید.»