die Maschinistin

Aussprache: /maʃiˈnɪstɪn/
Worttrennung: Ma·schi·nis·tin
اسم

اپراتور زن ماشین، مهندس زن (ماشین‌آلات)

Bedeutungen

1

زنی که مسئولیت راه‌اندازی، نظارت و نگهداری از ماشین‌آلات صنعتی یا فنی را بر عهده دارد.

  • Die Maschinistin bediente die große Druckmaschine im Verlag.اپراتور زن، دستگاه چاپ بزرگ را در انتشارات اداره می‌کرد.
  • Als erfahrene Maschinistin kennt sie die technischen Details der Anlage.او به عنوان یک اپراتور باتجربه، جزئیات فنی تأسیسات را می‌داند.
  • Die Maschinistin musste die Maschine wegen eines Problems stoppen.اپراتور زن مجبور شد به دلیل بروز مشکل، دستگاه را متوقف کند.