اسم
پوشاندن، پنهانسازی، استتار، نقابگذاری
جملات نمونه برای Maskierung:
„Des Erfolges sicher, obwohl ich noch keinen Plan für eine ''Maskierung'' von fünf Personen im Kopf hatte, wartete ich auf einen ruhigeren Augenblick, um mir den Kopf darüber zu zerbrechen, denn im Moment beschäftigte mich Irene zu sehr.“
«با اطمینان از موفقیت، اگرچه هنوز هیچ برنامهای برای نقابگذاری پنج نفر در ذهن نداشتم، منتظر لحظهای آرامتر ماندم تا در مورد آن فکر کنم، زیرا در آن لحظه ایرنه بیش از حد مرا مشغول کرده بود.»