die Massenkeilerei

Aussprache: /ˈmasn̩kaɪ̯ləˌraɪ̯/
Worttrennung: Mas·sen·kei·le·rei
اسم

نزاع دسته‌جمعی، درگیری گروهی

Bedeutungen

1

یک درگیری یا نزاع فیزیکی که در آن تعداد زیادی از افراد به صورت گروهی با یکدیگر درگیر می‌شوند.

  • Nach dem Fußballspiel kam es zu einer Massenkeilerei zwischen den Fangruppen.پس از بازی فوتبال، درگیری دسته‌جمعی بین گروه‌های هواداران رخ داد.
  • Die Polizei musste eingreifen, um die Massenkeilerei zu beenden.پلیس مجبور شد برای پایان دادن به نزاع گروهی مداخله کند.
  • Eine solche Massenkeilerei ist in dieser Stadt zum Glück selten.خوشبختانه چنین درگیری دسته‌جمعی در این شهر به ندرت اتفاق می‌افتد.