die Massenmobilisierung

Aussprache: /ˈmasn̩mobiːliziːʁʊŋ/
Worttrennung: Mas·sen·mo·bi·li·sie·rung
اسم

بسیج توده‌ای، بسیج انبوه

Bedeutungen

1

فرایند سازماندهی و فراخوانی تعداد زیادی از مردم برای شرکت در یک فعالیت جمعی، مانند تظاهرات، انتخابات یا خدمت نظامی.

  • Die Organisation plante eine Massenmobilisierung für den Klimastreik.این سازمان یک بسیج توده‌ای برای اعتصاب آب و هوایی را برنامه‌ریزی کرد.
  • Die Regierung rief zur Massenmobilisierung auf, um die Katastrophe zu bewältigen.دولت برای مقابله با فاجعه، خواستار بسیج انبوه شد.
  • Eine erfolgreiche Massenmobilisierung ist entscheidend für den Erfolg der Kampagne.بسیج توده‌ای موفق برای موفقیت کمپین حیاتی است.