der, die Mast Aussprache:/mast/Wortzerlegung:Mast اسم دکل، پرواربندی معانی و تعاریف Mast:دکل، تیرک کشتی (آرتیکل 'der', جمع 'die Masten')پرواربندی حیوانات (آرتیکل 'die', معمولا بدون جمع) جملات نمونه برای Mast:Der Mast des Segelschiffs ist gebrochen.دکل کشتی بادبانی شکسته است.Sie befestigten die Flagge am Mast.آنها پرچم را به دکل متصل کردند.Die Mast von Schweinen ist ein wichtiges Geschäft.پرواربندی خوکها یک تجارت مهم است.