der Maulwurf
موش کور، جاسوس نفوذی
Bedeutungen
1
پستاندار کوچک حشرهخوار که زیر زمین زندگی میکند و تونل میسازد.
- Der Maulwurf hat einen Hügel im Garten gemacht.موش کور در باغ یک تپه کوچک درست کرده است.
- Man sieht oft die Gänge des Maulwurfs im Rasen.اغلب تونلهای موش کور را در چمن میبینیم.
- Der Maulwurf gräbt unter der Erde.موش کور زیر زمین حفر میکند.
2
شخصی که اطلاعاتی را به طور مخفیانه برای یک سازمان یا کشور دیگر جمعآوری میکند (جاسوس نفوذی).
- Die Polizei hat einen Maulwurf in ihren Reihen entdeckt.پلیس یک جاسوس نفوذی را در میان نیروهای خود کشف کرد.
- Es gab den Verdacht, dass ein Maulwurf die geheimen Pläne weitergab.این ظن وجود داشت که یک جاسوس نفوذی برنامههای سری را لو داده است.
- Der Maulwurf wurde enttarnt und verhaftet.جاسوس نفوذی شناسایی و دستگیر شد.