der Meditierender
شخص مراقبهکننده، کسی که در حال مراقبه است
Beispiele
- John Grady fand ihn draußen; er saß wie ein ''Meditierender'' auf dem Erdboden.جان گرادی او را بیرون پیدا کرد؛ او مانند یک مراقبهکننده روی زمین نشسته بود.
شخص مراقبهکننده، کسی که در حال مراقبه است