der Meeressaum

Aussprache: /ˈmeːrəsˌzaʊ̯m/
Worttrennung: Mee·res·saum
اسم

ساحل دریا، خط ساحلی

Bedeutungen

1

مرز بین خشکی و دریا؛ خطی که در آن دریا به ساحل می‌رسد.

  • Der Meeressaum war übersät mit Muscheln und Treibholz.خط ساحلی پوشیده از صدف و چوب‌های دریایی بود.
  • Wir spazierten entlang des Meeressaums und genossen die frische Brise.ما در امتداد ساحل دریا قدم زدیم و از نسیم تازه لذت بردیم.
  • Die Gezeiten verändern ständig den Meeressaum.جزر و مدها دائماً خط ساحلی را تغییر می‌دهند.