der Meeressaum
ساحل دریا، خط ساحلی
Bedeutungen
1
مرز بین خشکی و دریا؛ خطی که در آن دریا به ساحل میرسد.
- Der Meeressaum war übersät mit Muscheln und Treibholz.خط ساحلی پوشیده از صدف و چوبهای دریایی بود.
- Wir spazierten entlang des Meeressaums und genossen die frische Brise.ما در امتداد ساحل دریا قدم زدیم و از نسیم تازه لذت بردیم.
- Die Gezeiten verändern ständig den Meeressaum.جزر و مدها دائماً خط ساحلی را تغییر میدهند.