das Meerwasser

Aussprache: /ˈmeːɐ̯ˌvasɐ/
Worttrennung: Meer·was·ser
اسم

آب دریا

Bedeutungen

1

آب شور موجود در اقیانوس‌ها و دریاها.

  • Das Meerwasser war heute sehr klar und warm.آب دریا امروز بسیار شفاف و گرم بود.
  • Viele Fische können nur in Salzwasser, also Meerwasser, überleben.بسیاری از ماهی‌ها فقط می‌توانند در آب شور، یعنی آب دریا، زنده بمانند.
  • Beim Schwimmen im Meerwasser sollte man auf die Strömungen achten.هنگام شنا در آب دریا باید به جریان‌ها توجه کرد.
2

به طور مجازی، به چیزی که وسیع، بی‌کران یا غیرقابل کنترل است، اشاره دارد.

  • Seine Traurigkeit schien ein tiefes Meerwasser zu sein, aus dem er nicht entkommen konnte.اندوه او به نظر می‌رسید دریای وسیعی باشد که او نمی‌توانست از آن فرار کند.
  • Die Menge an Informationen im Internet ist wie ein unendliches Meerwasser.حجم اطلاعات در اینترنت مانند دریای بی‌کرانی است.
  • Er fühlte sich verloren in dem Meerwasser der Möglichkeiten.او در دریای وسیعِ امکانات احساس گمگشتگی می‌کرد.