das Meerwasser
آب دریا
Bedeutungen
1
آب شور موجود در اقیانوسها و دریاها.
- Das Meerwasser war heute sehr klar und warm.آب دریا امروز بسیار شفاف و گرم بود.
- Viele Fische können nur in Salzwasser, also Meerwasser, überleben.بسیاری از ماهیها فقط میتوانند در آب شور، یعنی آب دریا، زنده بمانند.
- Beim Schwimmen im Meerwasser sollte man auf die Strömungen achten.هنگام شنا در آب دریا باید به جریانها توجه کرد.
2
به طور مجازی، به چیزی که وسیع، بیکران یا غیرقابل کنترل است، اشاره دارد.
- Seine Traurigkeit schien ein tiefes Meerwasser zu sein, aus dem er nicht entkommen konnte.اندوه او به نظر میرسید دریای وسیعی باشد که او نمیتوانست از آن فرار کند.
- Die Menge an Informationen im Internet ist wie ein unendliches Meerwasser.حجم اطلاعات در اینترنت مانند دریای بیکرانی است.
- Er fühlte sich verloren in dem Meerwasser der Möglichkeiten.او در دریای وسیعِ امکانات احساس گمگشتگی میکرد.