die Melancholikerin
زن مالیخولیایی، فرد افسردهمزاج (زن)
Bedeutungen
1
زن یا دختری که به طور طبیعی تمایل به غمگینی، اندوه و افسردگی دارد؛ زنی با خلق و خوی مالیخولیایی.
- Sie war eine Melancholikerin, die Trost in der Musik fand.او زنی مالیخولیایی بود که در موسیقی تسلی مییافت.
- Die Schriftstellerin beschrieb sich selbst als Melancholikerin.آن نویسنده، خود را زنی مالیخولیایی توصیف کرد.
- Als Melancholikerin litt sie oft unter Stimmungsschwankungen.او به عنوان زنی مالیخولیایی، اغلب از نوسانات خلقی رنج میبرد.