das Menschengewühl
ازدحام جمعیت، همهمه مردم
Bedeutungen
1
وضعیت شلوغی و ازدحام زیاد مردم در یک مکان، که اغلب با سر و صدا و حرکت دشوار همراه است.
- Auf dem Marktplatz herrschte ein dichtes Menschengewühl.در میدان بازار، ازدحام شدیدی از مردم وجود داشت.
- Beim Schlussverkauf war das Menschengewühl in den Geschäften kaum zu ertragen.در حراج پایان فصل، تحمل ازدحام مردم در مغازهها تقریباً غیرممکن بود.
- Wir mussten uns durch das Menschengewühl kämpfen, um zum Ausgang zu gelangen.ما مجبور بودیم برای رسیدن به خروجی، خود را از میان ازدحام مردم عبور دهیم.