die Menschenkennerin
زنِ مردمشناس / زنی که آدمها را خوب میشناسد
Beispiele
- Sie war eine vorzügliche ''Menschenkennerin'' und muß wohl auch als reife Dame über erstaunlich viel Witz und Charme verfügt haben.او یک "زنِ مردمشناس" عالی بود و احتمالاً به عنوان یک بانوی سالخورده از شوخطبعی و جذابیت قابل توجهی برخوردار بوده است.