der Menschenschwarm

Aussprache: /ˈmɛnʃn̩ˌʃvaʁm/
Worttrennung: Men·schen·schwarm
اسم

انبوه جمعیت، ازدحام شدید مردم

Bedeutungen

1

تعداد بسیار زیادی از مردم که به صورت انبوه و متراکم در یک مکان جمع شده‌اند، اغلب با حس از دست دادن فردیت.

  • Ein Menschenschwarm versammelte sich um den Unfallort.انبوهی از مردم در اطراف محل حادثه جمع شدند.
  • Der berühmte Schauspieler wurde von einem Menschenschwarm umringt.بازیگر مشهور توسط انبوهی از مردم احاطه شد.
  • Bei der Demonstration bildete sich ein großer Menschenschwarm.در تظاهرات، انبوه بزرگی از مردم شکل گرفت.