das Messerbänkchen

Aussprache: /ˈmɛsɐˌbɛŋkçən/
Worttrennung: Mes·ser·bänk·chen
اسم

زیردستی چاقو، پایه چاقو (در سر میز)

Bedeutungen

1

یک پایه کوچک که در سر میز غذا قرار داده می‌شود تا چاقوی استفاده شده را روی آن قرار دهند و از کثیف شدن رومیزی جلوگیری کنند.

  • Auf dem Tisch lagen für jeden Gast ein Messerbänkchen und ein Gabelhalter.روی میز برای هر مهمان یک زیردستی چاقو و یک نگهدارنده چنگال قرار داشت.
  • Das Messerbänkchen ist ein elegantes Accessoire für festliche Tafeln.پایه چاقو یک اکسسوری زیبا برای میزهای جشن است.
  • Nach dem Gebrauch wurde das Messer vorsichtig auf das Messerbänkchen gelegt.پس از استفاده، چاقو با احتیاط روی پایه چاقو قرار داده شد.