اسم
نگهدارنده برنجی، گیره برنجی
جملات نمونه برای Messinghalter:
Auf dem Nachttisch steht ein ''Messinghalter'' mit einer fast niedergebrannten Kerze.
روی میز کنار تخت، یک نگهدارنده برنجی با شمعی که تقریباً سوخته است، قرار دارد.
An der Fräse sitzt ein ''Messinghalter,'' in dem das Werkstück festgeschraubt wird.
روی دستگاه فرز یک نگهدارنده برنجی قرار دارد که قطعه کار در آن محکم شده است.