اسم
لوله فلزی
جملات نمونه برای Metallrohr:
„Der 52-Jährige hatte - anscheinend bei Sexspielen - seinen Penis in ein ''Metallrohr'' gesteckt und nicht mehr herausbekommen.“
«این مرد ۵۲ ساله - ظاهراً در حین بازیهای جنسی - آلت تناسلی خود را در یک لوله فلزی فرو کرده بود و نتوانست آن را بیرون بیاورد.»