der Metzgergang

Aussprache: /ˈmɛt͡sɡɐˌɡaŋ/
Worttrennung: Metz·ger·gang
اسم

تلاش بی‌ثمر، رفتن بی‌نتیجه

Bedeutungen

1

اصطلاحی که به یک تلاش یا اقدام بی‌نتیجه و بی‌فایده اشاره دارد، گویی کسی کاری را انجام داده که هیچ ثمری نداشته است.

  • Sein Versuch, die Prüfung zu bestehen, war ein reiner Metzgergang.تلاش او برای قبولی در امتحان، کاملاً بی‌ثمر بود.
  • Die ganze Reise war ein Metzgergang, wir haben nichts erreicht.کل سفر بی‌نتیجه بود، ما به هیچ نتیجه‌ای نرسیدیم.
  • Er erkannte, dass dieser Weg ein Metzgergang war und gab auf.او فهمید که این راه بی‌نتیجه است و تسلیم شد.