der Metzgersgang
تلاش بیثمر، رفتن بینتیجه
Bedeutungen
1
همانند Metzgergang، این اصطلاح نیز به یک تلاش یا اقدام بینتیجه و بیفایده اشاره دارد.
- Der lange Marsch durch den Regen war ein Metzgersgang.راهپیمایی طولانی در باران، تلاشی بیثمر بود.
- Wir haben viel Zeit investiert, aber es war nur ein Metzgersgang.ما زمان زیادی صرف کردیم، اما فقط یک تلاش بینتیجه بود.
- Er befürchtete, dass sein Engagement ein Metzgersgang bleiben würde.او بیم داشت که تعهدش بینتیجه بماند.