der Metzgersgang

Aussprache: /ˈmɛt͡sɡɐsˌɡaŋ/
Worttrennung: Metz·gers·gang
اسم

تلاش بی‌ثمر، رفتن بی‌نتیجه

Bedeutungen

1

همانند Metzgergang، این اصطلاح نیز به یک تلاش یا اقدام بی‌نتیجه و بی‌فایده اشاره دارد.

  • Der lange Marsch durch den Regen war ein Metzgersgang.راهپیمایی طولانی در باران، تلاشی بی‌ثمر بود.
  • Wir haben viel Zeit investiert, aber es war nur ein Metzgersgang.ما زمان زیادی صرف کردیم، اما فقط یک تلاش بی‌نتیجه بود.
  • Er befürchtete, dass sein Engagement ein Metzgersgang bleiben würde.او بیم داشت که تعهدش بی‌نتیجه بماند.