die Milchmädchenrechnung

Aussprache: /ˈmɪlçmɛːtçənˌʁɛçnʊŋ/
Worttrennung: Milch·mäd·chen·rech·nung
اسم

حساب سرانگشتی غلط، محاسبه خوش‌بینانه و غیرواقع‌بینانه

Bedeutungen

1

محاسبه‌ای ساده‌انگارانه، غیردقیق و اغلب خوش‌بینانه که بدون در نظر گرفتن تمام جوانب و مشکلات احتمالی انجام می‌شود.

  • Seine Planung basierte auf einer reinen Milchmädchenrechnung.برنامه‌ریزی او بر اساس یک محاسبه کاملاً ساده‌انگارانه بود.
  • Wir dürfen uns keine Milchmädchenrechnung leisten, die Kosten sind höher.ما نمی‌توانیم محاسبه خوش‌بینانه داشته باشیم، هزینه‌ها بیشتر است.
  • Die Annahme, dass alle Kunden sofort zahlen, ist eine Milchmädchenrechnung.این فرض که همه مشتریان فوراً پرداخت می‌کنند، یک محاسبه غیرواقع‌بینانه است.