die Milchmädchenrechnung
حساب سرانگشتی غلط، محاسبه خوشبینانه و غیرواقعبینانه
Bedeutungen
1
محاسبهای سادهانگارانه، غیردقیق و اغلب خوشبینانه که بدون در نظر گرفتن تمام جوانب و مشکلات احتمالی انجام میشود.
- Seine Planung basierte auf einer reinen Milchmädchenrechnung.برنامهریزی او بر اساس یک محاسبه کاملاً سادهانگارانه بود.
- Wir dürfen uns keine Milchmädchenrechnung leisten, die Kosten sind höher.ما نمیتوانیم محاسبه خوشبینانه داشته باشیم، هزینهها بیشتر است.
- Die Annahme, dass alle Kunden sofort zahlen, ist eine Milchmädchenrechnung.این فرض که همه مشتریان فوراً پرداخت میکنند، یک محاسبه غیرواقعبینانه است.