der Militärgouverneur

Aussprache: /miliˈtɛːɐ̯ɡuvɛʁˌnøːɐ̯/
Worttrennung: Mi·li·tär·gou·ver·neur
اسم

فرماندار نظامی

Bedeutungen

1

مقامی نظامی که مسئولیت اداره یک منطقه یا قلمرو را در شرایط نظامی یا پس از جنگ بر عهده دارد.

  • Der Militärgouverneur ordnete eine Ausgangssperre an.فرماندار نظامی دستور منع رفت و آمد شبانه را صادر کرد.
  • Nach der Eroberung wurde ein Militärgouverneur eingesetzt.پس از تصرف، یک فرماندار نظامی منصوب شد.
  • Die Befehle des Militärgouverneurs mussten befolgt werden.دستورات فرماندار نظامی باید اطاعت می‌شد.