der Militärgouverneur
فرماندار نظامی
Bedeutungen
1
مقامی نظامی که مسئولیت اداره یک منطقه یا قلمرو را در شرایط نظامی یا پس از جنگ بر عهده دارد.
- Der Militärgouverneur ordnete eine Ausgangssperre an.فرماندار نظامی دستور منع رفت و آمد شبانه را صادر کرد.
- Nach der Eroberung wurde ein Militärgouverneur eingesetzt.پس از تصرف، یک فرماندار نظامی منصوب شد.
- Die Befehle des Militärgouverneurs mussten befolgt werden.دستورات فرماندار نظامی باید اطاعت میشد.