die Militärpolizistin
پلیس زن نظامی
Bedeutungen
1
یک افسر زن که وظیفه اجرای نظم و قانون در نیروهای مسلح را بر عهده دارد.
- Die Militärpolizistin kontrollierte die Ausweise aller Soldaten am Eingang.پلیس زن نظامی هویت تمام سربازان را در ورودی کنترل کرد.
- Eine erfahrene Militärpolizistin leitete die Untersuchung des Vorfalls.یک پلیس زن نظامی باتجربه، تحقیقات حادثه را رهبری کرد.
- Die Militärpolizistin trug eine Uniform mit speziellen Abzeichen.پلیس زن نظامی یونیفرمی با نشانهای ویژه به تن داشت.