die Miniaturkamera
دوربین مینیاتوری، دوربین بسیار کوچک
Beispiele
- Er montierte einen kurzen Schalldämpfer, auf dem eine ''Miniaturkamera'' montiert war, und schob ein Magazin mit 30 Schuss in die Waffe.او یک صدا خفه کن کوتاه را که یک دوربین مینیاتوری روی آن نصب شده بود، وصل کرد و یک خشاب ۳۰ تیری در اسلحه قرار داد.