اسم
مینیگیم، بازی کوچک (درون یک بازی بزرگتر)
جملات نمونه برای Minispiel:
„In einem frischen Screenshot zeigt er nicht nur eine märchenhafte Waldlandschaft, sondern bestätigt zugleich die Rückkehr eines ''Minispiels'', das Spieler seit Jahren spaltet.“
در یک اسکرینشات جدید، او نه تنها یک منظره جنگلی افسانهای را نشان میدهد، بلکه بازگشت یک مینیگیم را که سالها بازیکنان را دچار اختلاف کرده است، تأیید میکند.