die Ministerialbürokratie

Aussprache: /minɪstɛˈʁi̯aːlbʏʁokʁaˌtiː/
Worttrennung: Mi·nis·te·ri·a·l·bü·ro·kra·tie
اسم

بوروکراسی وزارتخانه‌ای، تشکیلات اداری وزارتخانه‌ها

Bedeutungen

1

مجموعه قوانین، مقررات و رویه‌های اداری پیچیده و اغلب کند در وزارتخانه‌ها که می‌تواند مانع از تصمیم‌گیری سریع و کارآمد شود.

  • Die neue Verordnung versinkt in der Ministerialbürokratie.آیین‌نامه جدید در بوروکراسی وزارتخانه‌ای غرق شده است.
  • Viele Bürger beschweren sich über die langsame Ministerialbürokratie.بسیاری از شهروندان از بوروکراسی کند وزارتخانه‌ای شکایت دارند.
  • Um das Projekt zu genehmigen, musste er die Hürden der Ministerialbürokratie überwinden.برای تأیید پروژه، او مجبور بود بر موانع بوروکراسی وزارتخانه‌ای غلبه کند.