missbrauchen
سوءاستفاده کردن، بد استفاده کردن، مورد آزار قرار دادن
Beispiele
- Dass Preußens Luise später im Kaiserreich und im Dritten Reich als politisches Idol ''missbraucht'' wurde, kann man ihr schwerlich vorwerfen.اینکه لوئیزه پروس بعدها در امپراتوری و رایش سوم به عنوان یک بت سیاسی مورد سوءاستفاده قرار گرفت، به سختی میتوان او را سرزنش کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از چیزی یا کسی به شکل نادرست یا غیرقانونی استفاده کردن، سوءاستفاده کردن
- Er hat seine Macht missbraucht.او از قدرتش سوءاستفاده کرد.
- Man sollte das Vertrauen anderer nicht missbrauchen.نباید از اعتماد دیگران سوءاستفاده کرد.