der Missetäter
مجرم، گناهکار، خلافکار
Bedeutungen
1
شخصی که جرمی مرتکب شده یا عملی خلاف قانون و اخلاق انجام داده است؛ مجرم.
- Die Polizei fasste den Missetäter nach langer Fahndung.پلیس پس از تعقیب و گریز طولانی، مجرم را دستگیر کرد.
- Der Missetäter wurde zu einer Gefängnisstrafe verurteilt.مجرم به تحمل زندان محکوم شد.
- Niemand erwartete, dass er ein solcher Missetäter sein würde.هیچکس انتظار نداشت که او چنین خلافکاری باشد.