der Missklang
ناهماهنگی، صدای نامطبوع؛ (مجازاً) اختلاف، ناسازگاری
Bedeutungen
1
صدایی ناخوشایند و ناهماهنگ که از ترکیب ناموزون نتهای موسیقی یا صداها ایجاد میشود.
- Der Missklang der Instrumente störte die Zuhörer.صدای ناهماهنگ سازها شنوندگان را آزار داد.
- In der Komposition gab es einen unerwarteten Missklang.در این قطعه موسیقی یک صدای نامطبوع غیرمنتظره وجود داشت.
- Der Missklang der Sirenen kündigte Gefahr an.صدای ناهماهنگ آژیرها خبر از خطر میداد.
2
به صورت مجازی، به معنی عدم توافق، اختلاف نظر یا ناسازگاری بین افراد، ایدهها یا موقعیتها.
- Zwischen den beiden Politikern gab es einen deutlichen Missklang.بین دو سیاستمدار اختلاف نظر آشکاری وجود داشت.
- Ihr Verhalten verursachte einen Missklang in der harmonischen Gruppe.رفتار او باعث ناسازگاری در گروه هماهنگ شد.
- Der Missklang der Meinungen machte eine Einigung schwierig.ناهماهنگی نظرات، رسیدن به توافق را دشوار کرد.