die Mitbegründerin
همبنیانگذار (زن)
Bedeutungen
1
یکی از زنانی که به طور مشترک یک سازمان، شرکت یا نهاد را تأسیس کرده است.
- Sie ist Mitbegründerin des Start-ups und leitet die Marketingabteilung.او یکی از بنیانگذاران استارتاپ است و ریاست بخش بازاریابی را بر عهده دارد.
- Als Mitbegründerin war sie maßgeblich am Erfolg des Projekts beteiligt.او به عنوان یکی از بنیانگذاران، در موفقیت پروژه نقش اساسی داشت.
- Die Mitbegründerin hielt eine inspirierende Rede.همبنیانگذار (زن) سخنرانی الهامبخشی ایراد کرد.