die Mitfahrgelegenheit
فرصت همسفری، همسفری (با خودروی دیگران)
Bedeutungen
1
امکان یا فرصتی که فردی با خودروی شخصی خود، مسافران دیگری را در مسیری مشابه با خود همراه میکند، معمولاً برای تقسیم هزینهها.
- Ich habe eine Mitfahrgelegenheit von Berlin nach Hamburg gefunden.من یک فرصت همسفری از برلین به هامبورگ پیدا کردم.
- Viele Studenten nutzen Mitfahrgelegenheiten, um Geld zu sparen.بسیاری از دانشجویان برای صرفهجویی در هزینه از همسفری استفاده میکنند.
- Er bot seiner Kollegin eine Mitfahrgelegenheit zur Arbeit an.او به همکارش فرصت همسفری تا محل کار را پیشنهاد داد.