die Mitfahrgelegenheit

Aussprache: /ˈmɪtfaːɐ̯ɡəˌleːɡn̩haɪ̯t/
Worttrennung: Mit·fahr·ge·le·gen·heit
اسم

فرصت همسفری، هم‌سفری (با خودروی دیگران)

Bedeutungen

1

امکان یا فرصتی که فردی با خودروی شخصی خود، مسافران دیگری را در مسیری مشابه با خود همراه می‌کند، معمولاً برای تقسیم هزینه‌ها.

  • Ich habe eine Mitfahrgelegenheit von Berlin nach Hamburg gefunden.من یک فرصت همسفری از برلین به هامبورگ پیدا کردم.
  • Viele Studenten nutzen Mitfahrgelegenheiten, um Geld zu sparen.بسیاری از دانشجویان برای صرفه‌جویی در هزینه از هم‌سفری استفاده می‌کنند.
  • Er bot seiner Kollegin eine Mitfahrgelegenheit zur Arbeit an.او به همکارش فرصت همسفری تا محل کار را پیشنهاد داد.