der Mitläufer
دنبالهرو، بلهقربانگو، کسی که بدون تعهد خاصی در کاری شرکت میکند
Bedeutungen
1
شخصی که بدون داشتن عقاید یا اهداف مستقل، از دیگران یا یک گروه پیروی میکند و معمولاً در رویدادها یا فعالیتهای آنها شرکت میکند، اما تعهد عمیقی ندارد.
- Er war nur ein Mitläufer in der Gruppe und hatte keine eigene Meinung.او فقط یک دنبالهرو در گروه بود و نظر شخصی نداشت.
- Viele junge Leute werden leicht zu Mitläufern.بسیاری از جوانان به راحتی تبدیل به دنبالهرو میشوند.
- Man sollte kein Mitläufer sein, sondern seinen eigenen Weg gehen.نباید دنبالهرو بود، بلکه باید راه خود را رفت.
2
در تاریخ آلمان، به ویژه در دوران نازی، به افرادی اطلاق میشد که با وجود عدم عضویت فعال در حزب نازی یا نداشتن باورهای ایدئولوژیک قوی، از حکومت پیروی میکردند و در جنایات آن شریک بودند.
- Nach dem Krieg wurden viele als Mitläufer angeklagt.پس از جنگ، بسیاری به عنوان همدست یا پیرو (در دوران نازی) مورد پیگرد قرار گرفتند.
- Die Rolle der Mitläufer im NS-Regime ist ein wichtiges Forschungsfeld.نقش پیروان (در دوران نازی) در رژیم نازی یک حوزه تحقیقاتی مهم است.
- Es ist schwer zu beurteilen, wer ein echter Täter und wer nur ein Mitläufer war.قضاوت اینکه چه کسی یک مجرم واقعی و چه کسی صرفاً یک پیرو (در دوران نازی) بود، دشوار است.