das Mitreißen

Aussprache: /ˈmɪtˌraɪ̯sn̩/
Worttrennung: Mit·rei·ßen
اسم

با خود بردن، تحت تاثیر قرار دادن

Bedeutungen

1

عمل بردن کسی یا چیزی با خود، یا تحت تاثیر قرار دادن شدید کسی به طوری که با خود همراه کند.

  • Die Begeisterung des Publikums war so groß, dass sie alle mitriss.اشتیاق تماشاگران آنقدر زیاد بود که همه را با خود همراه کرد.
  • Der Redner schaffte es, mit seiner leidenschaftlichen Rede die Zuhörer mitzureißen.سخنران توانست با سخنرانی پرشور خود، شنوندگان را تحت تاثیر قرار دهد.
  • Die Lawine führte zum Mitreißen von Bäumen und Geröll.بهمن باعث با خود بردن درختان و آوار شد.